سفرنامه نپال ۴_ معابد کاتماندو

چیتوان به پایان رسیده بود، با کمک هتل بلیط اتوبوس برای کاتماندو گرفتیم، و با ماشین هتل به محل ناکجا اباد ایستگاه اتوبوسهای بین شهری منطقه رفتیم،،،دیگه مسیر در نپال برایمان عادی شده بود

بایستی به کاتماندو که محل ثقل اصلی بود باز میگشتیم...بازگشتی برای یه شروع نو..

هتل شانکر رو مجدد بوک کردم، هدف ما رفتن مجدد به کاتماندو ، اقامت دو روزه در ان و دیدن سایر نقاط مهم کاتماند بود

و بعدش رفتن به ناگارکوت و بازگشت به باختاپور و مجدد به کاتماندو بود....بله برنامه طولانی بود...ولی نپال کشوری نیست که شما در ان خسته بشوید

من در افریقا سفری بسیار سخت تر رو تجربه کردم، و نپال آغازی برای سفرهای سخت تر خواهد بود

به کاتماندو برگشتیم، به هتل رفتیم، با استقبالی گرمتر، اتاقی ارزانتر، و مجلل تر روبرو شدیم... سایت بوکینگ کلی بهمون حال داده بود، و این رو بهمون گذارش داده بود

قصد ما بازدید از دو مکان بسیار مهم هندو، و بودا در شهر ادیان کاتماندو بود " معبد پاشوپاتینات و م

ابتدا با تاکسی به معبد

معبد پاشوپاتینات یکی از مقدس‌ترین زیارتگاه‌های هندو در سراسر دنیا است. پاشوپاتینات یکی از مهم‌ترین معابدی است که به شیوا یا پاشوپاتینات تقدیم شده و هر سال هزاران زائر را پذیرایی می‌کند. شیوا یکی از الهه‌های آیین هندو در نپال است. این معبد در کرانه‌های رود مقدس باگماتی قرار دارد که شاخه‌ای از رود گنگ است و این معبد را بیش از هر چیز به خاطر معماری زیبایش می‌شناسند.


این معبد با تعدادی معبد، زیارتگاه و پاگودای دیگر احاطه شده‌ است و همه‌ی این بناها در کنار هم، یک مجموعه‌ی مذهبی برگ را ایجاد کرده‌اند که زمان زیادی را برای بازدید از آنها باید در نظر بگیرید. در این مجموعه مراسم مذهبی و آیین‌های مربوط به سوزاندن اجساد انجام می‌شود و خاکسترهای اجساد سوزانده شده را در رود مقدس می‌ریزند


صبح زود به معبد پاشوپاتینات رفتیم، معبد بسیار بزرگ و شلوغ و طبق قواعد هندو کثیف بود

هندوهایی که خوشتن را بصورت های عجیب رنگ آمیزی کرده بودن ، و منتظر توریستا بودن، تا بابت عکاسی ازشون پول بگیرند

معبد در واقع یک قصر بسیار زیبا بر روی رود باگماتی بود، همود رود کثیف که برای کل هندوها تا خود هند مقدس، و در ان خودشان رو میشویند و از اب ان مینوشند و مردگان رو کنارش میسوزانند و به رود میسپارند

چیزی که تا نبینید باور نخواهید کرد، همه تین موارد با هم و در کنار هم

مردم با پای برهنه به زیارت می امدند، در قلب معبد، معبد دیگری بود، با یک مجسمه عظیم طلایی تز فیل، که بجز هندو ها به کسی اجازه ورود بهش رو نمیدادند، و این همانند ما مسلمانها مایه افتخارشون بود🤔

بر خلاف بودایی ها که با استقبال و ارامش و صبر شما رو به معابدشان راه میدهند

افراد پولدار تر برای خودشان راهب های خصوصی گرفته بودن، و انها بصورت خصوصی تر نیایش میکردند...واقعا دیدن ان صحنه ها هر انسانی رو به فکر فرو میبرد، و دقایقی به افکار اعتقادات غوطه ور میشدید

از روی رود که رد بشید زیبایی بنا معبد رو واضح تر خواهید دید

مراسم مرده سوزی در کنار رود در حال اجرا بود،،،ناقوسی غمناک ان رو اعلام میکرد، در بالای رود خانه هایی بود برای اعتکاف، که حتی من شخصا افراد اروپایی رو در انها دیدم، لابد امده بودن تا خودشان و روحشان را پیدا کنند

از محیط ان خانه ها با پو رویی رد شدم،به جرات حالم بد شد

نیروی بسرار بدی در محیط حس میشد، بطوری که حالت تهوع بهم دست داد

من ادم خرافاتی نیستم ، و معابد زیاد و کلیسا و.... ادیان مختلف رو در دنیا در حد توان خودم از نزدیک دیده بودم

ولی اینجا.... کاملا متفاوت بود

خودم ساعتها در کنار رود نطستم و مراسم ها رو به دقت نگاه کردم....واقعا خرافات با انرژی بسیار بد در محیط حاکم بود

معبد رو به سمت بالای تپه ادامه دادم،،،محیطی زیبا، که به نظر من اینجا در گذشته قصری بسیار با سکوه بوده، و رود زیبا از زیر قصر عبور میکرده، و حال به تصاحب ادیان هندو در امده بود،،،وگرنه اینجا معبد نبود

یک قصر زیبا در مکانی زیبا بود... اینجا کسور مالاهاس، تمدنی بزرگ،،،بسیار بزرگ که ان رو چند روز بعد در باختاپور دیدم و سر تعظیم بر هنر معماریسون فرود اوردم

ساعت زیادی در انجا بودیو،،از تپه کنار معبد بالا رفتیم و بعدش در انسوی تپه معبد بسیار کثیفی بود که مراسم ازدواج در انجا در جریان بود، و باز ما رو به داخلش راه ندادن

بعد ساعتها بازدید از معبد یه تاکسی گرفتیم و به معبد

اصلی بودایی ها در نپال رفتیم که همان استوپای بودانات بود

بزرگترین استوپا در دره‌ی کاتماندو است. این استوپا ۴۰ متر بلندی دارد و یکی از بزرگترین و مهم‌ترین استوپاهای بودایی در سراسر دنیا است. در اطراف این استوپا تندیس‌های بودا با رنگ‌آمیزی دیدنی و پرچم‌های مخصوص مراسم مذهبی قرار گرفته است. تصاویری از بودا، زینت‌بخش قسمت‌های مختلف این استوپا است. این مجموعه، یکی از مهم‌ترین آثار فرهنگ تبتی است و می‌گویند که قدمت آن به ۵۰۰ سال قبل برمی‌گردد.

محیطی بسیار بزرگ و تمیز بود،، دور استوپا ، که همه استوپا ها بشکل یک دایره بزرگ هستند، مغازه و کافه های زیادی هست ، و همچنین مغازه های سی دی فروشی از موزیکهای بینهایت زیبا بودایی، کمال ارامش

روبروی استوپا، چند پله قرار داشت و یک موزه کامل از بودا،،و نمایی با شکوه از استوپا،

به یه کافه چند طبقه رفتیم ، و نوشیدنی گرفتیم و با ارامش تماشای مردم و توریستها و راهبه ها شدیم

یکی از سی دی های جادویی بودایی هم خریدم و ان رو به شما واقعا توسیه میکنم،،،،

غروب طبق روال سیری ناپذیری ما از خرید سوغاتی و دیدن صنایع دیتی و صد البته لوازم کوهنوردی به محله تمل برگشتیم و تا شب انجا بودیم

فردا صبح یه تاکسی برای رفتن و دیدن مجسمه بودانیل کانتا کاتماندو،گرفتیم

بزرگترین مجسمه سنگی وشینو هست که به نام بودای خوابیده هم شهرت داره. این مجسمه سنکی که انگار بر روی بستری از مارها با نام " ناگس " خوابیده، در حوضچه ای پر آب قرار گرفته و همیشه هم پر از گل هایی هست ک مردم به عنوان پیشکش روی اون قرار میدن. این مجسمه که متعلق به قرن پنجم هست و بسیار زیباس

از صبح زود در این مکان مراسم های عروسی برای خوشبختی زوجین انجام میشود

و ما در دو مراسم شرکت کردیم و با عروس داماد با لباسهای محلی کلی عکاسی کردیم و حتی سر سفره عقدشان هم دعوت شدیم " خداکنه خوشبخت بشن 😁😁😁

مراسم بسیار جالبی بود، در ابتدا عروس میبایست جلوی پای داماد زانو میزد ، و داماد با لباس محلی و خنجری به کمر می ایستاد و عروس بر پاهای داماد بوسه میزد😘

و در انتها داماد بایستی عروس رو کامل بغل و بلند میکرد و وای بحال دامادی با عروس بزرگ تر از خودش🤣🤣🤣😂😁

خیلی زیبا و جالب بود و این آخرین بازدید ما از معابد کاتماندو بود

در مسیر محله تمل تا هتل، باغ ارزوها و موزه کاتماندو هم قرار دارد

صبح وسایل اضافه رو به هتل دادیم و بصورت بک بکری به سمت ناگارکوت و دیدن اورست راهی شدیم.....

ادامه سفر نامه در سفرنامه ناگارکوت انشاالله...

/ 0 نظر / 104 بازدید